السيد الطباطبائي
541
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
6 - توجه ندارد كه اگر ضمير « اليه » به « الله » برگردد ، در اين صورت نه خير موجود و مخلوق مىشود نه شرّ . زيرا در اين صورت هر دو از خداوند سلب مى شوند . 7 - طباطبائى ( ره ) ميان دو حديث فرق مى گذارد و مى فرمايد : حديث محاسن كه به شماره 21 آمده يك معنى دارد و اين حديث يك معنى ديگر . اينك متن حديث شماره 21 : سن : الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْجَمَّالِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ( ع ) وَ ذُكِرَ عِنْدَهُ الْقَدَرُ وَ كَلَامُ الِاسْتِطَاعَةِ فَقَالَ هَذَا كَلَامٌ خَبِيثٌ أَنَا عَلَى دِينِ آبَائِي لَا أَرْجِعُ عَنْهُ ، الْقَدَرُ حُلْوُهُ وَ مُرُّهُ مِنَ اللَّهِ وَ الْخَيْرُ وَ الشَّرُّ كُلُّهُ مِنَ اللَّه . ترجمه : شنيدم از امام صادق ( ع ) - در آن حال كه در حضورش سخن از قَدَر و كلام استطاعت « 1 » ، آمد - فرمود : اين كلام خبيث ، است . و من در دين پدران خود هستم و از آن بر نمى گردم ؛ قَدَر : شيرينش و تلخش از خدا است . خير و شرّ همگى از خدا است . اين حديث كه به طور نصّ مى گويد خير و شرّ از خدا است ، با نصّ ترين نص مى گويد : شيرينى و تلخى قَدَر نيز از خدا است . يعنى آن چه كه علامه آن را محصول مقايسه مىداند ، امام صادق ( ع ) آن را نيز بالاصاله مخلوق خدا مىداند . علامه مى فرمايد : در حديث محاسن ، با صرف نظر از اين كه خير وجود واقعى دارد و شرّ وجود بالعرض دارد ، هر دو را به خدا مستند مىكند . اما معلوم نيست دليل ايشان بر اين « صرف نظر » چيست ؟ تنها دليلى كه به نظر ايشان رسيده ارجاع ضمير در « اليه » به « الله » است . كه گفته شد اولًا خلاف قواعد ادبى است . و ثانياً در آن صورت هم خير و هم شرّ هر دو به خداوند مستند نمى شوند ، نه فقط شرّ . و چرا ايشان به اين بديهى توجه نكرده واقعاً جاى شگفتىِ شگفت تر ، است .
--> ( 1 ) - دربار استطاعت ، در مباحث پيشين ، بحث شده است .